تصور خیال تو
اینقدر با تصورت زندگی کرده ام که خیال بودنت باور هر روز من است عزیزم در رویاهایم تو را می بینم که آمده ای روزها و شب هایم غرق در مستی حضور توست جانکم صبرو تحمل هم حدی دارد این روزها بی قرار بی قرارم تنها چاره ی این دل غمگین من خیال آمدنت است با رویای حضور تو زندگی می کنم آه خدای من ، این روزها و شبهای انتظار پایانی ندارد؟؟ دلم بی تاب تر شده لحظه به لحظه ثانیه به ثانیه اما زمان ..... به همان کندی گذشته میگذرد بدون هیچ تغییری ..... بدون هیچ امیدی ..... بیم آن دارم که قلبم طاقت این همه انتظار را نداشته باشد مگر یک قلب چقدر تحمل دارد ؟...
نویسنده :
مامان آینده
12:32










